تبلیغات
حرف دل ما آدما


Admin Logo
themebox Logo

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 11 دی 1394-07:32 ب.ظ

می کشیم...



چه جالب است
ناز را می کشیم؛
آه را می کشیم؛
انتظار را می کشیم؛
فریاد را می کشیم؛
درد را می کشیم؛
ولی بعد از این همه سال، آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!
 .... " از هر انچه آزارمان میدهد" ....

" احمد شاملو "



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:شنبه 5 دی 1394-07:23 ب.ظ

روزهای بارانی


روزهای بارانی
هرگز به دستش ساعت نمی‌بست
روزی از او پرسیدم
پس چگونه است سر ساعت به وعده میایی ؟
گفت :
ساعت را از خورشید می‌پرسم
پرسیدم :
روزهای بارانی چه‌طور ؟
گفت:
روزهای بارانی
همه ساعت‌ها ساعت عشق است 
راست می‌گفت
یادم آمد که روزهای بارانی 
او همیشه خیس بود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:شنبه 5 دی 1394-01:20 ق.ظ

معجزه

کسی که می ماند پیامبر است به او ایمان بیاورید! ماندن کم معجزه ای نیست در عصر ما


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-11:14 ب.ظ

Love4




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-11:11 ب.ظ

بیخیال


بیخیال شعر بانو حالم اصلا خوب نیست
جنس این دارونماها واقعا مرغوب نیست

گفته بودی عشق شوری در نهاد ما نهاد
راستی معنای عشق و شعر جز آشوب نیست

عشق یعنی جنبش سبزی درون خون سرخ
پاسخ لرزیدن دل واژه ی سرکوب نیست

هیچ حالی بدتر از حال من اکنون نیست جز
حال آن عاشق که پیش دلبرش محبوب نیست

سال ها من جزء مغضوبان درگاهت شدم
اینک اما روبرویت غیر این مغضوب نیست

سال ها در انتظارت صبر کردم روز و شب
این که می بینی منم این حضرت ایوب نیست

یوسفی با دست خود، خود را به چاه انداخته!
حال این دل بی شباهت با دل یعقوب نیست

حال من خوب است تا وقتی که شاعر نیستم
حال شاعر وقت شاعر بودنش مطلوب نیست

باز از حد رد شدم در شعرها من را ببخش
من فقط یک شاعرم که حالم اصلا خوب نیست




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-10:57 ب.ظ

Love3

دم آن بوسه ی....

               پنجشنبه ی تو گرم...

               که شیرینی آن...


اثری از غم آدینه ...

برایم نگذاشت....!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-05:59 ب.ظ

عاشقی دیدم که

عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید

تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید

لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید

در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید

لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید

قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید

متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید

نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
بینوا در شهر می گشت اسارت میخرید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-04:52 ب.ظ

شرمی ست در ...




شرمی‌ست در نگاه من اما هراس نه

کم‌صحبتم میان شما، کم حواس نه!

چیزی شنیده‌ام که مهم نیست رفتنت

درخواست می‌کنم نروی، التماس نه!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-11:46 ق.ظ

Love1




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-11:43 ق.ظ

از بس که


از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...
از بس دویدم و نرسیدم دلم گرفت

از بس که خویش را به جدایی زدم ولی...
درخلوت از تو دل نبریدم دلم گرفت...

از بس بهانه های خودم را شنیدم و... 
حرف دل تو را نشنیدم دلم گرفت...

از بس که حرف عشق شنیدم تمام عمر...
یک لحظه عشق را نچشیدم دلم گرفت

من هرچه میکشم همه زیر سر دل است...
از بس که بار عشق کشیدم دلم گرفت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-11:32 ق.ظ

دوباره اغاز میکنم



دوباره اغاز میکنم نگاشتن احساس را
می نگارم بر نگار شیرین یارم عشق را
می خوانم از زندگی پا به پای باد
دوباره می ستایم رخ یار را
می بوسم گونه یار را
پر می گیرم در اغوش یار
دوباره از تو می گویم زیبایم
با تو مرضیه ام هر روز از نو اغاز می شوم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:چهارشنبه 2 دی 1394-11:19 ب.ظ

تنهایی

تنهایی‌ مقدس است
باید به آن احترام گذاشت
چرا که از هر جای این زندگی‌ بیرون بیایی
آخرین ایستگاه تو
همین تنهایست
که همیشه سر قرار مانده
و من این تنهایی‌ را تا ته تنهایی‌ به دوش می‌‌کشم
که تنها سایبان بی‌ کسی‌ام هست
و بی‌ منت همیشه با من است...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:چهارشنبه 2 دی 1394-11:15 ب.ظ

عطر باران

نمی دانی برایم عطر بارانی 
تو می باری سرم جایی که می دانی 

برای خودت چه جایی در دلم داری 
چرا تو از عمق چشمانم نمی خوانی 

برایم باش مثل نفس بیا هر دم 
ز تن بیرون نرو تو آمیخته از جانی 

مدارا کن پر از زخمم پر از دردم 
نرو دردم تو هستی نیست درمانی 

به عالم من خیالت را نمی دادم 
به سر بعد از تو ماند آوار ویرانی 

نرو در شعرها آواره می گردم 
تو را به خدا بمان در بیت پایانی 

بزن باران ندارم چتر خیسم کن 
تو می دانی برایم عطر بارانی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:چهارشنبه 2 دی 1394-08:32 ب.ظ

عجب روزگاریست

عجب روزگاریست!

هیچکس به سکوت آدم نمیرسه،

همه منتظرن به فریاد آدم برسن...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :شعله تهران
تاریخ:چهارشنبه 2 دی 1394-08:25 ب.ظ

ﺩﻟــــــﻡ ﻗــﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﻣﯽ ﺧـﻮﺍﻫــﺪ

ﺩﻟــــــﻡ ﻗــﺪﻡ ﺯﺩﻥ 
 ﻣﯽ ﺧـﻮﺍﻫــﺪ

ﭘﺎﻟﺘـﻮیى ﭘـﻮﺷﯿـــــﺪﻩ ﺍﻡ

ﺷـﺎﻝ ﮔﺮﺩﻧﯽ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻧـﻡ ..

ﺁﻣـﺎﺩﻩ ﯼ ﺁﻣــﺎﺩﻩ ﺍﻡ ..

ﻫﻤـه ﭼﯿـــــﺰ ﻫﺴﺘــــــ

ﺟــﺰ “ ﺗــــــﻮ ”  ...

و تنهایی 
سکانس آخر 

تمام عاشقانه هاست...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2